
تا دنیا دنیاست تو مال منی ، تو سرنوشتام دنبال منی
به باغ و بستان من گل نمیخوام ، تو بهار هر سال منی
اگه هر لحظه با من قهر کنی،زندگی رو به کام من تلخ کنی
اگه با بهانه های جور وا جور،منو رسوای این شهر کنی
دل پر از غصه و غم نمیشه ، عشق من ذره ای کم نمیشه
من فدای قهر و آشتی هاتم ، به خدا دوستت دارم تا همیشه
بارون میاد نم نم، تاریک میشه کم کم
تو غربت چشمات، باز میزنه شبنم
نپرس دیگه حالم، سوخته پر و بالم
یاد چشمات یکدم ، نمیره از یادم
کاشکی میشد یک شب، خوابتو میدیدم
چشمهای نازت رو، تو خواب میبوسیدم
گذشتی چند سالی ،حرفهات چه تو خالی
به خود میگم ای وای، عشقها چه پوشالی
بند اومده بارون، آروم شده ناودون
این دل صاحب مرده، پوسید تو این زندون
نپرس دیگه حالم، سوخته پر و بالم
یاد چشمات، یکدم نمیره از یادم
بارون میاد نم نم، تاریک میشه کم کم
تو غربت چشمات، باز میزنه شبنم
یادش به خیر روزهایی که گل یاست بودم
یادش به خیر قدیما هوش و حواست بودم
حالا ازم رنجیدی رفتی از من بریدی
دیگه تو قهری با من جوابم رو نمیدی
بگو مگه دوستم نداشتی چرا رفتی و تنهام گذاشتی
دیگه بسه برگرد کنارم عزیزم آشتی، آشتی
تو یه قدم بذاری میام به پیشواز تو
میشم مثل گذشته دلبر طناز تو
روزه من و تو از هم برنجیم و جدا شیم
مثل یه عکس کهنه رنگ گذشته ها شیم
بگو مگه دوستم نداشتی چرا رفتی و تنهام گذاشتی
دیگه بسه برگرد کنارم عزیزم آشتی، آشتی
دو روزه دنیا عزیزم ارزش نداره
فاصله بین من و تو سردی میاره
خونه رو گل خونه میکنم برات
تا که باز عشقو ببینم تو چشات
از راه بیا امشب بیا به دیدارم
در انتظار تو همیشه بیدارم هنوز توئی دار و ندارم
عشق تو منو میکشه یاد تو منو میکشه
فکر تو منو میکشه راز تو منو میکشه
بی تو اسیرم بی تو میمیرم بی تو دلگیرم بی تو میمیرم
تن عاشق شب بیدار شوق بوسه دل تب دار
بی تو تنها توی دنیا چه امیدی واسه فردا
پیچک عشق دو تا دستات بوی بارون عطر موهات
راز چشمات عشق پنهون من و این دل توی زندون
عشق تو منو میکشه یاد تو منو میکشه
فکر تو منو میکشه راز تو منو میکشه
ای گل ناز من به باغ رویام بیا
ای هم آواز من غریب و تنهام بیا
نشو راضی دلم بمیره از انتظار
تو قدم رنجه کن بذار رو چشمهام بیا
گفتی بهار بیاد بیام بهار اومد نیومدی
لاله به روی دشت و لاله زار اومد و نیومدی
دلیل انتظار من صبر و قرار من بودی
غروب عمر من بی قرار اومد و نیومدی
بیا کنار من بشین بازم به روی من بخند
با اون نگاه مهربون در رو به روی غم ببند
بیا تو ای شیرین زبون بازم به گوش دل بخون
بیا به خاطر خدا همیشه پیش من بمون
بیا بیا کنار من امروز و فردا کن
ای ماه شام تار من عشقم رو حاشا نکن
ای گل ناز من به باغ رویام بیا
ای هم آواز من غریب و تنهام بیا
نشو راضی دلم بمیره از انتظار
تو قدم رنجه کن بذار رو چشمهام بیا
یک، یکبار عاشق شدی حرفتو به اون زدی
دو ،دوباره زندگی تا که رازتو بگی
سه ،نذاری بپره این فرصت آخره
میبینی دل منو دلم تنهاست از کنار من نرو دلم تنهاست
تو بیا که من تو رو دوست دارم دلم تنهاست
تو بیا، بیا تو رو دوست دارم بیا
تو بیا ، بدون تو میمیرم بیا
جون من و جون تو دلم تنهاست
دل من مهمون تو دلم تنهاست
تو بیا که من تو رو دوست دارم دلم تنهاست

تو رو هرگز ندیدن میدونی که چه سخته عزیزم
دست من نیست به خدا بی اختیار اشک میریزم
یه بهار و دو بهار و تا حالا گذشته ده بهار
دنیا داد میزنه دیگه بسه انتظار دیگه بسه انتظار
شاید امشب به طلوع صبح فردا نرسه
شاید این تشنه ی خسته پا به دریا نرسه
نمیدونم واسمون چه خوابی دیده روزگار
تو رو قسم به اون خدا نذار بگذره بهار
عزیزم یه حدی داره لحظه های انتظار
تو رو قسم به اون خدا نذار بگذره بهار
شاید امشب به طلوع صبح فردا نرسه
شاید این تشنه ی خسته پا به دریا نرسه
ای از تو چراغ دیده روشن، ای در تو صفای باغ و گلشن
تو جلوه مهر عالم افروز،آن شمع خموش درگهت من
ای چشم و چراغ آشنایی ،ای مظهر قدرت خدایی
چون ماه نهفته در پس ابر رخساره به ما نمی نمایی
تو صبح بهار شادی انگیز، من همچو غروب سرد پاییز
من جام تهی ز شور مستی ، تو ساغری از نشاط لبریز
ای نغمه گر عشق بردی تو ز هوشم ،آواز تو گردید آویزه گوشم
آورده مِی نوشت در جوش و خروشم، خود خانه هستی را بنهاده به دوشم
هر جا که گلی بخنده بشکفت، با من از سخن رخ تو میگفت
چون چشم ستاره تا سحرگاه، با یاد چشم من نمی ُخفت
همه دنیا رو گشتم پی لحظه دیدار
من عاشقو این جوری نیازار نیازار نیازار
دلم خسته از عالم دیگه از همه سیره
ولی با همه دردهاش برای تو میمیره
چه حالی دارم امشب دیونه ی رسوام
یه سرگردون شهرم یه سرگردون دنیا
باز امشب تک و تنهام باز امشب تک و تنهام
گل زاده قلبم هنوز فکر بهاره
خیال تو و عشقت دیگه امشب منو آروم نمیزاره
کدوم قاصدک اینجا خبر از تو میاره
دل من تنگه همین دل عاشق که هوای تو داره
چه حالی دارم امشب دیونه ی رسوام
یه سرگردون شهرم یه سرگردون دنیا
میشه عشق تو بود و تو رو باز یه نظر دید
به دنیای ستمگر هنوزم میشه خندید هنوزم میشه خندید
میخوام کنج دلهامون نه غم باشه نه تردید
یه عمره پی عشق و یه خواب و خیالم
توئی خوب منو خواب منو عشق محالم